الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
379
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
ترجمه : نيست مانند آن ابراهيم در ميدان مردمان مگر سلطنت داده شدهاى ( منظور خود هشام است ) كه پدر و مادر آن هشام ، پدر آن ابراهيم است . نيست مثل ابراهيم حى يقاربه أي احد يشبهه فى الفضائل . خلاصه ابراهيم ، در فضايل و كمالات ، گوى سبقت را از همگان ربوده و هيچكس مثل او نيست مگر هشام كه پسر خواهر اوست . حال ، در اين شعر ، چهار خلل هست : الف . فصل ما بين مبتدا و خبر با كلمهء حى كه اجنبى است چون ابو امه مبتداست و ابوه خبر آن است . ب . فصل ما بين صفت و موصوف با كلمهء ابوه كه اجنبى است چون حى موصوف و يقاربه صفت او است . ج . فصل كثير ما بين مبدل و مبدل منه كه مثله مبدل منه است و حى بدل او است . د . تقديم مستثنى بر مستثنى منه كه مملكا مستثنى است و حى مستثنى منه است . اينها موجب ابهام كلام شده . 5 . و گاهى اجمالى به خاطر وجود ما يصلح للقرينيه است در كلام كه نمىدانيم آيا متكلم بدان اعتماد كرده يا نه ؟ مثلا قرآن فرموده : مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ . « 1 » اين بخش از آيه مرادش روشن است و خداوند ، تمام صحابه را تأييد و تصديق مىكند و آنها را عادل مىخواند . اما بعد از جملاتى ، در ذيل آيه مىفرمايد : وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً كه مىگويد : دستهاى از اصحاب هستند كه خدا به آنها وعدهء مغفرت و اجر عظيم داده است . اين جمله صلاحيت دارد كه آن سخن بالا را تقييد بزند كه در اول آيه هم بعض الاصحاب مراد است نه همه ، ولى نمىدانيم كه خداوند ، مرادش از اول همين يك دسته بوده ، يا مرادش همه بوده ؟ كلام مجمل است . 6 . و گاهى اجمال به سبب اين است كه خود متكلم در مقام اهمال يا اجمال بوده و
--> ( 1 ) . سورهء فتح ، آيهء 29 .